محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6748
تاريخ الطبرى ( فارسي )
چنان كه گويند ، در آخر جمادى الاول اين سال ، نامه اى از ناحيهء جبى آمد كه مىگفت كه از دره كوه سيل به جبى و اطراف آن آمده و نزديك سى فرسخ زير آب رفته و مردم بسيار غرق شدهاند ، گوسفندان و غلات را آب برده و منزلها و دهكده ها ويران شده ، يك هزار و دويست كس از غرقشدگان را يافتهاند بجز آنها كه يافت نشدهاند . به روز يكشنبه غره رجب ، مكتفى ، محمد بن سليمان ، دبير سپاه ، را خلعت داد ، با گروهى از سران و سرداران ، از جمله محمد بن اسحاق كنداجيقى و خليفة بن مبارك ، معروف به ابو الاغر ، و دو پسر كيغلغ و بندقه پسر كمشجور و ديگر سرداران ، و دستورشان داد كه شنوا و مطيع محمد بن سليمان باشند . آنگاه محمد بن ( 116 سليمان كه خلعت به تن داشت به خيمه گاه خويش به در شماسيه رفت و آنجا اردو زد ، جمعى از سرداران نيز كه برون شده بودند با وى اردو زدند . برون شدنشان براى آن بود كه آهنگ دمشق و مصر داشتند تا كارها را از دست هارون پسر خمارويه بگيرند كه ضعف وى و ضعف يارانش بر سلطان آشكار شده بود و مردانش از دست برفته بودند و قرمطى بسيارى از آنها را كشته بود . پس از آن ، شش روز رفته از رجب ، محمد بن سليمان با مردانى كه به دو پيوسته شده بودند و نزديك ده هزار كس بودند از در شماسيه حركت كرد و دستور يافت كه در رفتن شتاب كند . سه روز مانده از رجب در دو مسجد جامع مدينة السلام ، نامهء اسماعيل بن احمد كه از خراسان آمده بود ، خوانده شد كه در آن گفته بود كه تركان با سپاهى انبوه و جمعى بسيار آهنگ مسلمانان كرده بودند و در اردوگاهشان هفتصد قبهء تركى بود كه خاص سران ترك است و او يكى از سرداران خويش را با سپاهى كه به دو پيوسته بود فرستاد و ميان مردم نداى حركت داد كه مردم بسيار از داوطلبان برون شدند . سردار سپاه با همراهان خويش سوى تركان رفت . مسلمانان وقتى به آنها رسيدند كه غافل